جامعه مدنی

جامعه مدنی
تعریف جامع و مطلق از جامعه مدنی کار چندان آسانی نیست. نمی‌توان تعریفی از جامعه مدنی ارایه کرد که همه‌ی ابعاد این مقوله را در بر گرفته باشد و به صورت مطلق مفهوم آن را تبیین سازد. از آنجایی‌که مقوله جامعه مدنی از مفاهیم سیاسی و اجتماعی است؛ هر تعریفی که از آن ارایه می‌گردد، نسبی پنداشته می‌شود، نه مطلق. با توجه به پندار فوق، می‌توان جامعه مدنی را حوزه‌ای از روابط اجتماعی تعریف کرد که فارغ از دخالت قدرت سیاسی است و مجموعه‌ای از نهادها، مؤسسات، انجمن‌ها و تشکل‌های خصوصی و مدنی را در بر می‌گیرد.
اصولاً مؤسسات و اعضای جامعه مدنی برای کسب قدرت سیاسی مبارزه نمی‌کنند. به گویه‌ی دیگر، نهادهای جامعه مدنی نباید وارد بازی‌های سیاسی شوند و برای کسب و یا حفظ قدرت سیاسی مبارزه کنند‌. نهادهای جامعه مدنی نهادهای سیاسی نیستند و مبارزه برای کسب قدرت سیاسی کار نهادهای مدنی نمی‌باشد. این نهادها سیاسی و در رأس آن احزاب سیاسی هستند که برای کسب قدرت سیاسی و یا حفظ آن مبارزه می‌کنند. به همین سبب است که احزاب سیاسی را نمی‌توان جزو نهادهای مدنی و جامعه مدنی دانست. در حالی‌که نهادهای مدنی نباید برای کسب قدرت سیاسی مبارزه کنند، اما باید برای دموکراتیک‌ساختن قدرت سیاسی مبارزه نمایند. فلسفه وجودی جامعه مدنی این است که نگذارد قدرت سیاسی از دست مردم برود و دارندگان قدرت سیاسی برای تأمین منافع شخصی و گروهی خود حقوق و آزادی‌های مردم را زیر پا نمایند. با این پندار، در واقع جامعه مدنی میان مردم و دولت وساطت می‌کند و به همین سبب است که فعالیت آزادی نهادهای جامعه مدنی از اصول دموکراسی پنداشته می‌شود.
از منظر تئوریک جامعه مدنی خود جزئی از دولت به معنی عام است، با این تفاوت که جامعه مدنی حوزه اجماع، ترغیب، مشروعیت و کار آموزشی می‌باشد اما دولت حوزه زور اجبار و سلطه است.
جامعه مدنی به مفهوم نظری و ذهنی دارای پیشینه و سابقه‌ی زیادی است، به این معنی که در اندیشه سیاسی فلاسفه کلاسیک شرقی و غربی (یونانی) از جایگاه مهمی برخوردار بوده است. اما جامعه مدنی به مفهوم عملی و عینی یکی از دستاوردهای مدرنیته می‌باشد. جامعه مدنی به صورت عملی و به شکل امروزی برای نخستین بار در قرن‌های هیجدهم و نوزدهم در کشورهای اروپای غربی به وجود آمده است